آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

207

سفرنامه كازاما ( فارسى )

آسياى ) خاورى است ، يا نام آهنگى از آن ، مانند كاىكوتسؤ ( - اويغور ) از سرزمين‌هاى غرب ( آسيا ) گرفته شده ، به خوبى گوياى اين واقعيت است . موسيقى ايرانى با آن كه از موسيقى عرب شد اثر پذيرفت ، اما نغمه‌ها و دستگاههاى خاص ايرانى كه احساسهاى لطيف را ، مانند اندوه فراق ، مىرساند ، در آن بازمانده است . از آنجا كه موسيقى قديم يونان نيز چنين حال و هوايى دارد ، شايد كه اين مايه از راه سرزمينهاى تابع يونان قديم در آسياى صغير به ايران آمده باشد . الهه ونوس را در يونان قديم و هم در ايران باستان مىپرستيدند ، و دور نيست كه موسيقى در نيايش براى اين الهه در اين هر دو سرزمين يكى بوده است . به هر روى ، جاى ترديد نيست كه شاميسن و نيز شاكوهاچى « 1 » هيچ‌يك از ايران نيامد . اما سازهاى موسيقى معمول در مصر و در آشور از راه ايران به خاور دور راه يافت . نمايش آئينى ( در اساطير ) صحنهء غم و فراق آدونيس و ونوس « 2 » را سرچشمهء رود آدونيس در

--> ( 1 ) . شاميسن ساز زهى بسيار رايجى است در ژاپن كه در بيشتر مجالس بزم و داستانگويى مىنوازند . گويا اين ساز در نيمهء سدهء شانزده ميلادى ، به احتمال از سيام يا نواحى نزديك آن ، به ژاپن آمد . شاميسن سه گونهء ضخيم ، ميانه و باريك دارد ، همه با سه تار ، كه با قاشقك پهنى بر آن مىنوازند . شاكوهاچى گونه‌اى ساز بادى است براى همنوازى با ديگر سازها ، كه از خيزران ضخيم ساخته مىشود . ( 2 ) . آدونيس Adonis ، در دين يونان ، معشوق آفروديته Aphrodite يا ونوس Venus . پس از مرگش به اصرار آفروديته ، خدايان موافقت كردند كه سالى شش ماه زنده شود . ازين جهت ، هر سال در جشن آدونيا در نيمهء تابستان ، مرگ و تجديد حياتش را كه نشانهء مرگ و تجديد حيات سالانهء طبيعت است ، جشن مىگرفتند . ونوس ، در اساطير رومى ، الههء رويش ، عشق و زيبايى است . بعدها ( قرن 3 ق . م . ) او را با آفروديته در دين يونان يكى شمردند . در دوران امپراتورى روم ، ونوس را به عناوين مختلف پرستش مىكردند : ونوس زاينده ، ونوس مادر آينياس ، ونوس بارور ( بخشندهء طالع نيك ) ، ونوس پيروزگر : بخشندهء پيروزى ، ونوس گردانندهء دل : حامى عفّت زنانه . ( مصاحب ، دائرة المعارف )